تبلیغات
..::..Mohammad Amin..::..
..::..Mohammad Amin..::..
... یا سخنی داشته باش دلپذیر ، یا دلی داشته باش سخن پذیر
قدم رنجه فرمودید



یکی از شاگردان سقراط از وی پرسید : چگونه است که هیچ وقت شما را اندوهگین ندیده ایم ؟


سقراط گفت : زیرا چیزی را مالک نیستم که عدمش اندوهگینم سازد ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

 

بقیه ش ادامه مطلبه ...



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

هاااااااا ....؟؟؟؟؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

آرزوی هر دختر

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دخترک گل فروش شیشه ی تمام ماشین ها رو زده بود

هیچی گیرش نیومده بود ...

نگاهش به اون ور خیابون افتاد 

چشمای پر تمنای راننده ها به یه خانومی که کنار خیابون وایستاده بود رو دید

راننده ها هی می گفتند چند ؟؟؟؟

دخترک تو دلش گفت: آخه اون خانوم که گل نمی فروشه ...

از اون روز همش منتظر اینه که بزرگ بشه ...!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مسکینی نزد بخیلی رفت و از او حاجتی خواست

بخیل گفت : اول تو حاجت مرا روا کن تا من نیز حاجت تو را بر آورم

مسکین گفت : حاجت تو چیست ؟

گفت : حاجتم این است که از من حاجتی نخواهی .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

معمولی ترین صید یك آبادانی ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

كدوم ورش اون ورشه ؟؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آه ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

    
 پشت صحنه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و بر می گشت

پرسیدند چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت ، تو چه کردی ؟

پاسخ می دهم : هر آنچه از من بر می آمد ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد . آسیابان گندم اورا در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند

زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود».

آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یه خورده زیاده ولی ارزش خوندن داره...



فوت و فن ابراز عشق به خدا



می دانیم که خداوند متعال الرحم الرحمین است و نهایت محبت را به ما بندگانش دارد ، و ما از این محبت بی شائبه بهره مندیم ، گاهی که حس خوب عرفانی به ما دست می دهد دلمان می خواهد به خدا محبت کنیم و شروع می کنیم که : ای خدا دوستت دارم،خدایا من عاشقت هستم،خدایا چنین،خدایا چنان … اما همین برای محبت کردن به خدا کافی است؟

رابطه زهد و عبادت با محبت خدا


«یا اَحْمَدُ؛ لَیْسَ کلُّ مَنْ قالَ اُحِبُّ اللّهَ اَحَبَّنى، حَتّى یَأْخُذَ قُوتاً وَ یَلْبِسَ دُوناً وَ یَنامَ سُجُوداً وَ یُطیلَ قِیاماً وَ یَلْزَمَ صَمْتاً»


اى محمد؛ چنان نیست که هر کس گفت خدا را دوست مى‌دارم، دوستدار من است، مگر اینکه به اندکى غذا اکتفا کند و به مختصر لباسى قناعت جوید و خوابش به سجده باشد و قیام نماز را طول دهد و به سکوت روى آورد.

مدعیان محبت خدا فراوانند، چرا که هر کالاى نفیسى مدعى فراوان دارد و چه کالایى نفیس‌تر از محبت خداست؟ همه پیروان ادیان و مکتبهاى الهى دم از محبت خدا مى‌زنند، اما چنان نیست که همه به واقع، دوستدار خدا باشند. محبت خدا آثار و فرایندهاى خاص خود را دارد و ظهور آنها در رفتار، اعمال و حالات افراد نشانه محبت به خداست.

اینکه سفارش شده، زندگى محب خدا ساده باشد و به اندازه‌اى غذا تناول کند که براى سلامتى و توان مندى او ضرورى است و در گزینش لباس مقتصدانه رفتار کند و به دنبال لباسهاى فاخر و گران قیمت نباشد، بدین جهت است که براى تحصیل و به دست آوردن آنها باید وقت و سرمایه و نیرو صرف گردد. براى تهیه غذا و لباس بهتر باید پول بیشترى به دست آورد و شکى نیست که زیاده طلبى در این امور بدین معناست که گوشه دلش به دنیا بند است و غیر از خدا به امور دیگر نیز علاقه دارد. از اینکه دوست دارد ظاهرش آراسته باشد و غذاى لذیذى تناول کند، معلوم مى‌گردد دلش متوجه لذایذ دنیا، خوراک و پوشاک است و مسلماً چنین دلى جایگاه محبت خدا نیست.

رابطه سجده و قیام طولانى با محبت خدا خیلى روشن است، وقتى انسان محبوبى دارد، دوست مى‌دارد هر چه بیشتر با او انس گیرد و انس گرفتن با خدا به عبادت و نماز است. هر چه انسان خدا را بیشتر دوست داشته باشد، سعى مى‌کند بیشتر در حضور او باشد و از نماز و مناجات خسته نمى‌گردد.

اى محمد؛ اگر بنده‌اى به اندازه اهل آسمان و زمین نماز بخواند و روزه بگیرد و همانند فرشتگان از خوردن غذا دورى گزیند و لباس برهنگان را بپوشد؛ ولى در قلب او ذره‌اى از حب دنیا یا ریا و سمعه و یا ریاست و زینت دنیوى باشد، او را به جوار خویش راه نمى‌دهم و محبت خود را از دلش خارج مى‌کنم

در حالات پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) آمده است که آن قدر قیام نماز را طول مى‌دادند که پاهاى مبارکشان ورم مى‌کرد و آن قدر سجده ایشان طول مى‌کشید که از حال مى‌رفتند!

حرف زدن برجسته ترین عاملى است که موجب پراکندگى خاطر و حواس مى‌گردد.

یکى از فضلا از مرحوم علامه طباطبایى(رضی الله عنه)سۆال کرد: چه کنم تا در نماز حضور قلب داشته باشم؟ مرحوم علامه در جواب فرمودند: کم حرف بزن. پس اگر انسان بخواهد حواسش تمرکز یابد و دلش تنها متوجه خدا و محبوبش باشد، باید کم حرف بزند، وقتى زیاد حرف مى‌زند توجه‌اش به این سو و آن سو جلب مى‌گردد و پراکنده خاطر گشته، نمى‌تواند توجه‌اش را متمرکز سازد. پس دوستان خدا با سکوت ملازمند، چرا که دلشان پیوسته متوجه اوست و اگر بخواهند حرف بزنند توجه شان پراکنده مى‌گردد.

«وَ یَتَوَکلَ عَلَىَّ وَ یَبْکىَ کثیراً وَ یُقِلَّ ضِحْکاً وَ یُخالِفَ هواهُ» ؛‌(دوستدار من کسى است که) بر من توکل نماید و زیاد بگرید و کم بخندد و با هواى خود مخالفت کند.

رابطه گریه با محبت خدا

کسى که در آغاز راه است و مى‌خواهد در مسیر خدا قرار گیرد و محبت او را به سوى خود جلب کند، باید از خوف خدا گریه کند، چون هنوز پاک نگردیده است و به گناه آلوده است. تا از خوف خدا نگرید و توبه کامل نکند، دلش از آلودگى ها و گناه پاک نمى‌گردد ـ گریه از خوف خدا چونان آب زلال گناهان را مى‌شوید ـ و پس از پاک گشتن ازگناهان و رسیدن به محبوب،از شوق وصول و رسیدن به محبوب زیاد مى گرید.

درباره حضرت شعیب، على نبینا و آله و علیه السلام، آمده است که ایشان صد سال گریست تا چشمانش نابینا گشت، خداى متعال به او وحى کرد:‌ اى شعیب؛ چرا اینقدر گریه مى‌کنى؟ اگر از ترس عذاب من مى‌گریى، من جهنم را بر تو حرام کردم و اگر از شوق بهشت مى‌گریى، من بهشت را در اختیار تو گذاشتم. حضرت شعیب عرض کرد: خدایا؛ تو مى‌دانى که گریه من، نه از ترس جهنم است و نه از شوق بهشت، بلکه به جهت شوق لقاى توست (شکى نیست که خدا از نهان شعیب آگاه بود و نیازى به پاسخ شعیب نبود، بلکه این گفتگو از جمله گفتگوهاى عاشق و معشوق است). خدا فرمود: راست گفتى، از این پس کلیم خود را خادم تو قرار مى‌دهم!

نقش رفاقت و دوستى با علما و فقرا


«وَ یَتَّخِذَ الْمَسْجِدَ بَیْتاً وَ الْعِلْمَ صاحِباً وَالزُّهْدَ جَلیساً وَ الْعُلَماءَ اَحِبّاءً وَالْفُقَراءَ رُفَقاءً»؛‌ مسجد را چون خانه خود برگزیند و علم را همراه خود و زهد را

 همنشین و علما را محبوب و فقرا را رفیق خود قرار دهد.

مسلّماً کسى که خدا را دوست مى‌دارد، مسجد را خانه خود قرار مى‌دهد و هر وقت فراغتى پیدا مى‌کند، به مسجد رفته، با خداى خود به مناجات مى‌پردازد. همچنین دوست خدا، دنبال این است که هر چه بیشتر محبوب خود را بشناسد و هر چه معرفت او به خدا بالا رود، سیر نمى‌شود. او دنبال افزایش علم خود به صفات و آثار و افعال الهى است و هر چه را فرا روى خود مى‌نگرد، جلوه اسماء و صفات خدا مى‌شناسد و توجه او به هستى از آن جهت است که مظهر محبوب کسى که خدا را دوست مى‌دارد، دوستان او را نیز دوست مى‌دارد و از برجسته ترین دوستان خدا علما هستند و با کسانى که با خدا بیگانه‌اند پیوندى ندارد. البته منظور از علما، علماى الهى و آشنایان به معارف الهى اند. همچنین کسى که دوست خداست و زندگى ساده و فقیرانه دارد و دل به امور دنیا خوش نمى‌کند، با کسانى پیمان دوستى مى‌بندد که زندگى فقیرانه داشته، دل به دنیا نمى‌بندند، نه با کسانى که شیفته دنیا و طالب زخارف دنیا هستند. با کسى دوست مى‌گردد که با اختیار خود و آگاهانه از زخارف دنیا کناره مى‌گیرد.

البته ممکن است انسان مال فراوانى داشته باشد و همه را در راه خدا صرف کند، نه براى هواهاى نفسانى و در جهت لذت جویى. بسیارى از انبیا و برخى از ائمه اطهار، اموال فراوانى داشتند، ولى اموالشان را بین فقرا تقسیم مى‌کردند. چنان نبود که کاخ بسازند و به تزئین آن و زر و زیور دنیا بپردازند.

طلب رضای خدا

«وَ یَطْلُبَ رِضاىَ وَ یَفِرَّ مِنَ العاصینَ فِراراً» ؛‌دوستدار من کسى است که) رضاى مرا طلب کند و از گنه کاران فرار کند.

دوستدار خدا دنبال جلب خشنودى خداست و در این راه نهایت تلاش و سعى خویش را بکار مى‌بندد. چنین کسى به دشمنان خدا نزدیک نمى‌شود، بلکه از آنان فرار مى‌کند، البته گاهى براى اصلاح و هدایت گناهکار با او دوست مى‌گردد، چرا که وظیفه اولیاى خدا و دوستان خدا این است که به تربیت و هدایت گناهکاران بپردازند و چه بسا این مهم با ایجاد دوستى با آنها میسر مى‌گردد، گرچه آنان طبعاً خواهان چنین رفاقتى نیستند.

یکى از فضلا از مرحوم علامه طباطبایى(رضی الله عنه)سۆال کرد: چه کنم تا در نماز حضور قلب داشته باشم؟ مرحوم علامه در جواب فرمودند: کم حرف بزن. پس اگر انسان بخواهد حواسش تمرکز یابد و دلش تنها متوجه خدا و محبوبش باشد، باید کم حرف بزند، وقتى زیاد حرف مى‌زند توجه‌اش به این سو و آن سو جلب مى‌گردد و پراکنده خاطر گشته، نمى‌تواند توجه‌اش را متمرکز سازد

ذکر دائمی


«وَ یَشْتَغِلَ بِذِکرى اِشْتِغالا وَ یُکثِرَ التَّسْبیحَ دائماً وَ یَکونَ بِالْعَهْدِ صادِقاً وَ بِالْوَعْدِ وافِیاً»

(دوستدار من) همواره به ذکر من مشغول است و فراوان تسبیح مى‌گوید و به عهد خود صادق است و به وعده خود وفا مى‌کند.

اخلاص در عمل


«یا اَحْمَدُ؛ لَوْ صَلّى الْعَبْدُ صَلوةَ اَهْلِ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ وَ صامَ صِیامَ اَهْلِ السَّماءِ وَاالاَْرْضِ وَ طَوى مِنَ الطَّعامِ مِثْلَ الْمَلائِکةِ وَ لَبِسَ لِباسَ الْعارى، ثُمَ اَرى فى قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا ذَرَّةً اَوْ سُمْعَتِها اَوْ رِیاسَتِها اَوْ حُلِیِّها اَوْ زینَتِها لا یُجاوِرُنى فى دارى وَ لاََنْزِعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتى»

اى محمد ؛ اگر بنده‌اى به اندازه اهل آسمان و زمین نماز بخواند و روزه بگیرد و همانند فرشتگان از خوردن غذا دورى گزیند و لباس برهنگان را بپوشد؛ ولى در قلب او ذره‌اى از حب دنیا یا ریا و سمعه و یا ریاست و زینت دنیوى باشد، او را به جوار خویش راه نمى‌دهم و محبت خود را از دلش خارج مى‌کنم.

این قسمت پایانى حدیث خیلى تکان دهنده است، جا دارد پند گیریم و سعى کنیم در زندگى خود این توصیه ها را مد نظر قرار دهیم. خدا مى‌فرماید: اگر کسى به اندازه اهل آسمان و زمین عبادت کند ـ گرچه چنین چیزى ممکن نیست، ولى فرض کنیم بنده‌اى چنین کند ـ و به مانند ملائکه غذا نخورد و مثل برهنگان، در حد ستر عورت لباس بپوشد، ولى در دلش ذره‌اى از محبت به دنیا و مهر آن وجود داشته باشد، مثلاً دوست بدارد پر آوازه گردد و مردم او را بستایند و ذره‌اى محبت ریاست و مقام و محبت زر و زیور دنیا در دلش وجود داشته باشد، چنین بنده‌اى به جوار من نایل نمى‌گردد….






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



سلام به همه دوستای گلم که همیشه منو با نظرای زیباتون مورد 

لطف قرار میدین

یه جورایی از این فضای مجازی و غیر واقعی خسته و یا شاید دلزده 

شدم

شاید دیگه نباشم البته شاید

دوستتون دارم


     موفق باشین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وب محمد امین



مدیر وب : Mohammad Amin
نویسنده
نظرسنجی
نظرت در مورد وب محمد امین چیه ؟







فرم تماس::ارسال پیام به ایمیل محمد امین
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر

خطاطی نستعلیق آنلاین

Mohammad Amin

کلیه حقوق این وب برای ..::..Mohammad Amin..::.. محفوظ است