1391/02/30

همینجوری...

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

همینجوری از بیكاری چند تا عكس گذاشتم ایشالا مورد پسند واقع بشه...

بقیه ش تو ادامه مطلبه...................................................................


ادامه مطلب

1391/02/23

مادر...

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

 

روز مادر یعنی

به تعداد همه روزهای گذشته ی تو ، صبوری !

روز مادر یعنی

به تعداد همه روزهای آینده ی تو ، دلواپسی !

روز مادر یعنی

 به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه ی تو ، بیداری !

روز مادر یعنی

بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !

روز مادر یعنی

بهانه در آغوش کشیدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !

روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن ...


1391/02/17

وعده

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که

با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.

از او پرسید: آیا سردت نیست؟

نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت: من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:

اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد!


1391/02/17

تلخند...

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد

یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش

همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخوای ننه ؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده ننه .....

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فقط اّشغال گوشت میشه ، بدم ننه ؟

پیرزن یه فکری کرد گفت بده ننه!

قصاب آشغال گوشت‌های اون جوون رو جدا میکرد و می‌ذاشت برای پیره زن .....

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سگ ؟

جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟

پیرزن گفت: میخوره دیگه ننه ..... شیکم گشنه سنگم می خوره...

جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش میگن توله سگ دوپا ننه..... اینا رو برا بچه‌هام می‌خوام اّبگوشت بار بذارم!

جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن .....

پیرزن بهش گفت: تو مگه اینارو برای سگت نگرفته بودی ؟

جوون گفت: چرا

پیرزن گفت ما غذای سگ نمی خوریم ننه .....

بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و آشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.


1391/02/16

خواب ناز...

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    



به ادامه مطلب هم یه سر بزن...


ادامه مطلب

1391/02/10

نشكن

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

 
یک تلنگر هم کافی بود

برای اینکه بشکنم

به هر حال ممنون از مشتت...!!!


1391/02/4

چند تا عكس الكی

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

خودمم نمی دونم هدفم از گذاشتن این عكس های مزخرف چی بود ولی خب گذاشتم دیگه !

بقیه رو در ادامه مطلب نبینی بهتره ....


ادامه مطلب

1391/02/4

سخت ترین سوال دنیا

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

سخت ترین سوالات دنیا ...

الف) کدام یک خسته و خواب آلود به نظر میرسد ؟

ب) آیا می توان دوقلو ها را تشخیص داد ؟

ج) چند زن در تصویر وجود دارد ؟

د) چند نفر خوشحالند ؟

ه) چند نفر ناراحتند ؟

اگه تونستی جواب بدی كه خیلی ایول داری .........


1391/01/23

دختر های لوس و قشنگ

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

                                                              برو ادامه...


ادامه مطلب

1391/01/23

بزرگ و كوچك در كنار هم...

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    

 

                 طبق معمول بقیه ش رو اگه دوس داشتی در ادامه مطلب ببین


ادامه مطلب

1391/01/23

عشق

   نوشته شده توسط: Mohammad Amin    


 
دســت از پـــا خـطــــا کـنـی تـعـویـض مـیـشـوی !

هـمـیـن حـوالــی کـسـی شـَبـیــه تــوســــت

ایــن اســت پــیـام عــشــق هــای امـــروزی !


تعداد کل صفحات: 8 1 2 3 4 5 6 7 ...

Mohammad Amin